قیامت
- ۰ نظر
- ۰۶ آبان ۹۴ ، ۰۶:۵۷
- ۴۷۵ نمایش
ﺍﻟﺴَــــﻼﻡُ ﻋَﻠَﯿـــــﮏَ ﯾـــــﺎ ﺍﺑـــﺎﻋَـــﺒْــــﺪِﺍﻟـــــﻠّـــــــﻪ
ﺍﻟﺴَــــﻼﻡُ ﻋَﻠَﯿـــــﮏَ ﯾـــــﺎ ﺍﺑـــﺎﻋَـــﺒْــــﺪِﺍﻟـــــﻠّـــــــﻪ
ﻭَ ﻋًﻠﯽ ﺍَﻻﺭﻭﺍﺡ ﺍﻟّﺘـــــﯽ ﺣَــــﻠَــــﺖ ﺑِـــﻔـــﻨـــــﺍﺋــــﮏ
ﻋَــــﻠَـــﯿﮏَ ﻣّﻨـــــﯽ ﺳـــــــّﻼﻡُ ﺍﻟـــــﻠّـــــﻪ ﺍﺑــــــــﺪﺍً
ﻣــــﺎ ﺑَــــﻘــــﯿــــﺖُ ﻭَ ﺑَــــﻘـــﯽَ ﺍَﻟَــــﯿـــــﻞِ ﻭَ ﺍﻟــــﻨــَـﻬــﺎﺭ
ﻭَﻻ ﺟَـــــﻌَــــﻞَه ﺍﻟـــــﻠّـــــﻪَ ﺁﺧِــــﺮَ ﺍَﻟـﻌَـﻬـــﺪِ ﻣﻨﯽ
ﻟـــﺰﯾـــﺎﺭَﺗﮐﻢ
ﺍَﻟﺴـــــﻼﻡُ ﻋَﻠﯽ ﺍﻟـــــﺤُــﺴـَــــﯿـــﻦ ﻭَﻋَﻠﯽ ﻋـَﻠـﯽ ﺍﺑـﻦ
ﺍﻟـــــﺤُـــﺴـَــــﯿــــﻦ ﻭَﻋَﻠﯽ ﺍُﻭﻻﺩ ﺍﻟـــﺤُـــﺴـَــــﯿــــﻦ ﻭﻋَﻠﯽ
ﺍَﺻــــﺤﺎﺏ ﺍﻟـــﺤُـــﺴـَــــﯿــــﻦ …
نام : زینب (س)
نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)
نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)
ناریخ ولادت : روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری
محل تولد : مدینه
کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم
القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ،شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...
همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب
تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )
وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری
محل دفن : شام
عمران ابن کعب ابن حارث الاشجعی:
نام :عمران( البته برخی منابع او را عمیر(1) و برخی عمر گفته اند،(2))
نام پدر: کعب ابن حارث الاشجعی
سن: حدود50سال
محل سکونت: اصالتی مدنی ولی ساکن کوفه بوده است.
توضیح بیشتر:
پدرش(کعب ابن حارث الاشجعی) از راویان حدیث و از اصحاب بزرگوار پیامبر صلی الله علیه
و آله و سلم و حضرت علی علیهالسلام(3) و از مجاهدان احد و دیگر غزوات النبی صلی الله
علیه و آله و سلم بوده و در خلافت عمر به کوفه آمده و به تعلیم فقه مشغول بوده است
.او در جهادهای صفین، جمل، نهروان شرکت فعال داشته و در صفین پرچمدار انصار بوده
است. و در سال بیست و چهار هجری «ری» را با ابوموسی فتح کرده و زمانی نیز از طرف علی
علیهالسلام حاکم فارس بوده و در سال پنجاه و یک هجری فوت کرده است.(4)
نکته جالب توجه اینست که، قرظه دو پسر به
نامهای عمران و علی داشته،( ولی بلاذری، برادر عمران را زبیر نوشته است.) که راه این
دو برادر در دو مسیر متفاوت بوده. یکی از یاران بسیار فعال
امام علیهالسلام محسوب میشده بطوریکه همراه سعید بن عبدالله، پاسداری و محافظت از
امام علیهالسلام را به عهده گرفته و در این راه چندین چوبه تیر به سر و سینهاش رسیده
و مجروح شده است.(5)
و برادر دیگر در زمره سپاهیان ابن سعد بوده
است.(6) بنابراین هیچ گاه فردی را با مقایسه پدر و یا حتی برادرش مورد سنجش قرار
ندهیم .در تاریخ به وفور همانند این قضایا یافت می شود.
تاریخ پیوستن عمران به سپاه امام حسین علیه السلام را صاحب تنقیح المقال روز ششم محرم نقل کرده است.(7) که در واقع عمران حامل پیام امام علیه السلام به ابن سعد، مبنی بر ملاقات با وی،
در مکانی بین دو لشکر بوده است.(8)وی صبح روز عاشورا در کربلا به همراه
سعید بن عبدالله حنفی حفاظت از جان امام را به عهده گرفته و مراقب بوده تا اگر تیری به طرف امام رها می شده، آن را با سینه
و پیشانی به جان بخرد. به نقل تاریخ، وی بعد از کشته شدن مسلم بن عوسجه، از امام خود
اجازه ی رفتن به میدان گرفته و در مقابل امام به جنگ با دشمن پرداخته است تا عده ی زیادی را کشته و زخم های زیادی به بدنش
رسیده است. او هر تیری که به جانب حسین علیه السلام می آمده، خود را سپر می کرده تا به امامش آسیبی نرسد
و این چنین بوده تا از کثرت جراحات از پای درآمده است. عمران در هنگام جنگ چنین رجز
می خوانده است:
قدعلمت کتیبة الانصار
ان سوف احمی حوزة الذمار
ضرب غلام غیر نکس ساری
دون حسین مهجتی و داٰری
یعنی: سپاه انصار باور دارند که من از این حریم دفاع خواهم کرد. با ضربه ای بسان ضربه ی جوانی که نمی گریزد و خود را پیشتر از همه در جنگ می افکند. جان من و همه خاندان ما فدای حسین.(9)
آنگاه به امام خطاب کرده که «ای پسر پیامبر!
آیا به وظیفه ام و به عهد و پیمانم وفا کردم؟» امام فرموده است: «آری، و تو در بهشت
پیشاپیش من هستی. سلام مرا به جدم، رسول خدا، برسان و بگو که من نیز به دنبال تو به
پیشگاه او و به دیدارش خواهم آمد». سرانجام عمران در اثر جراحات به شهادت رسیده
است. بعضی مورخان هم شهادت او را در میانه ی میدان جنگ می دانند.(10) در زیارت ناحیه مقدسه درباره عمران بن قرظه آمده است:السَّلامُ عَلی
عمرو بنِ قَرظَةِ الانْصاری(11)
برادرش علی روز عاشورا، وقتی از شهادت عمران، باخبر
شده، از بین صف دشمن بیرون آمده و امام را این چنین خطاب کرده است:
«یا حسین یا کذاب بن الکذاب؛ ای حسین، ای دروغگو! ای پسر دروغگو! برادرم را گمراه کردی
و فریب دادی تا به قتل رساندی!» حضرت سیدالشهداء در پاسخ این جسارت فرمود: «خدا برادرت
را گمراه نکرد بلکه او را هدایت کرد و تو گمراه شدی!» علی بن قرظه گفت: «خدا مرا بکشد
اگر من تو را نکشم!» و سپس به امام حمله کرده ولی نافع بن هلال به او مجال نداده
است،و نیزه ای به او وارد کرده و او مجروح شده سپس قومش او را از میدان بیرون برده
اند.(12)
انشالله که نقل زندگانی و سیره شهدای کربلا همچون عمران ابن کعب برای همه ما نکات
آموزنده ای را در بر داشته باشد وما نیز پیرو راستین امام زمان باشیم و در زمان
غیبتش پیرو خط رهبری باشیم.امید است که خداوند منان جهت نوشتن زندگانی ادامه شهدای
کربلا حقیر را یاری نماید.
پی نوشت:
1-الاقبال ج۳، ص۷۸ (پاورقی)
2-روضة الشهداء، ص۳۱۱
3-رجال الطوسی، ص۷۹
4- ابصارالعین، ص۱۵۵
5- الملهوف، ص۱۶۲-۱۶۳
6- تاریخ طبری ج۴، ص۳۳۰
7- تنقیح المقال ج۲، ص۳۳۶
8- تاریخ طبری ج۴، ص۳۱۲
9- تاریخ طبری ج۴، ص۳۳۰
10- الملهوف، ص۱۶۲-۱۶۳
11- الاقبال ج۳، ص۸۰
12- تاریخ طبری ج۴، ص۳۳۰
نامه مهم حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به حجت الاسلام و المسلمین «حسن روحانی» رئیس جمهوری درباره اجرای برجام و تأکیدات و الزامات 9 گانه معظم له در اجرای این توافق، در رسانه های خارجی بازتاب داشت.
به
گزارش جماران به نقل از ایرنا، خبرگزاری فرانسه گزارش داد:
«رهبر عالی
ایران امروز (چهارشنبه) به رغم «ابهام ها و ضعف های ساختاری» موجود، به
توافق هسته ای ایران با قدرت های بزرگ چراغ سبز نشان داد.»
برای خواندن متن کامل به ادامه مطالب مراجعه نمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای روحانی
رئیس جمهور اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیت ملی دامت توفیقاته
با سلام و تحیت،
اکنون
که موافقت نامهی موسوم به برجام پس از بررسیهای دقیق و مسئولانه در مجلس
شورای اسلامی؛ کمیسیون ویژه و دیگر کمیسیونها و نیز در شورای عالی امنیت
ملی سرانجام از مجاری قانونی عبور کرده و در انتظار اعلام نظر اینجانب است،
لازم میدانم نکاتی را یادآور شوم تا جنابعالی و دیگر دستاندرکاران
مستقیم و غیرمستقیم آن، فرصتهای کافی برای رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح
عالیهی کشور در اختیار داشته باشید.
برای خواندن متن کامل نامه رهبری به ادامه مطالب مراجعه نمایید.
اکنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد
حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی گفتاری را درباره فلسفهٴ زیارت و عزاداری
وعلت سفارش به خواندن زیارت عاشورا در هرروز بیان کرده است.
متن گفتار ذکر شده این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
فلسفهٴ زیارت و عزاداری[۱]
سرّ این که سفارش کرده اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل
بیت(علیهم السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از
دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود
وگرنه هم اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم. نام و
یاد آنها رخت بربسته و قبرشان نیز زباله دانی بیش نیست، الآن سخن از فکر و
راه یزید و یزیدیان عصر است[۲]. زن فرعون وقتی که به درگاه الهی دعا کرد،
نگفت خدایا مرا فقط از فرعون نجات بده بلکه گفت: ﴿ربّ ابْنِ لی عنْدک بیتاً
فی الجَنّه ونجّنی من فرْعوْن وعمله ونجّنی من القوْم الظالمین﴾[۳]
شعری که یک شاعر انگلیسی برای امام حسین(ع) سرود
جستیس آ.راسل، شاعر انگلیسی تحت تأثیر شخصیت امام حسین (ع) قرار گرفته و شعری در ثنای ایشان سروده است.
امام حسین (ع) آغاز کننده مسیری در تاریخ بشریت بود که منجر به مواجهه
دائمی حق و باطل شد. هر آزادمردی در جهان با خواندن ماجرای عاشورا و آنچه
بر سر خاندان رسول خدا رفته چارهای ندارد جز همراهی با این کاروان همیشه
سازنده تاریخ.
شاعر انگلیسی زبان جستیس آ.راسل -البته به اعتقاد برخی صاحبنظران منظور از
جستیس، همان راسل لوول شاعر آمریکایی قرن 19 میلادی است- یکی از افرادی
است که تحت تاثیر حماسه امام حسین(ع) قرار گرفته است. او در روایت آنچه بر
امام حسین(ع) رخ داده، شعری سروده است
او میگوید: «آنها دهان مبارک امام حسین (ع) را با شلاقهای خود نواختند؛
این همان بدن پاکی است که بینندگان را مسحور میکرد، خونی که از رگهای
مبارکش ریخته و خشک شده معجونی آسمانی است که تاکنون هیچ چیز با چنین رنگ
الهی، رنگین نشده است. ای زمین برهنه و خشک کربلا که در تو نه علفی است و
نه سبزهای، برای ابد آهنگ حزن و آه بر تو پوشیده باد، زیرا در سرزمین تو
بدن مقدس و پاره پسر فاطمه (س) افتاده است که روح خویش را به خدا تقدیم
نمود.»
متن کامل قطعه ادبیای که به او منتسب شده است را در ادامه میخوانید:
چرا به امام حسین ـ علیه السّلام ـ ثار الله میگویند؟ثارالله چنین باشد، خونی که صاحب آن خداوند است و ولی دم او خداوند است.یکی از سوالات مطرح در خصوص حضرت حسین علیه السلام اینکه چرا به امام حسین
ـ علیه السّلام ـ ثار الله میگویند و چه کسی این لقب را به ایشان داده
است
پاسخ :
«ثار» در لغت هم به معنی خون آمده است و هم به معنی طلب و انتقام گرفتن از خون کسی که به دست دیگران کشته شده است.[1]ثار الله از دو واژه ثار و الله تشکیل یافته و یکی از القاب امام حسین ـ
علیه السّلام ـ میباشدکه در زیارت عاشورا با این لقب آن حضرت را زیارت
میکنیم. ثارالله: یعنی (طلب دمه الله) کسی که طالب خون او خداست و انتقام
از قاتلین او را خداوند خواهد گرفت.[2]
یکی دیگر از معانی آن یعنی کسی که در راه خدا کشته شود و خویشاوندان و خاندانش در این راه کشته شود.
مرحوم مجلسی در شرح جمله الوتر الموتور چنین نوشته است: وتر الله ای الفرد
المتفرد فی الکمال من نوع البشر فی عصره الشریف او المراد ثار الله ای الذی
الله تعالی طالبُ دَمِه و الموتور قتیلُ له، قتیلُ فلم یدرک بدمهِ؛ یعنی
فردی که در راه خدا به شهادت میرسد با این کیفیت از تمام بشر و در عصرش
منحصراً اوست و یا مراد از آن همان ثار الله است که به معنی کسی است که
طالب خون او خداوند است، و موتور به معنای کشته شدن در راه خداوند و کشته
شدهای است که خونش را انتقام نگرفته باشند، بلکه فقط خداوند است که انتقام
خونش را از قاتلین میگیرد.[3]
و احتمال دارد معنای ثارالله چنین باشد، خونی که صاحب آن خداوند است و ولی
دم او خداوند است. چنان که در بحث قتل عمد و غیر آن از آن به اولیاء دم
تعبیر میآورند. در اینجا نیز ولی دم خون حسین و انصارش خداوند است. چون
خون حسین در راه خدا و برای حفظ قرآن و تمامیت اسلام ریخته شده و خالصاً و
مخلصاًلله بوده است و در نهایت درجه اخلاص با تمام وجود برای خداوند بوده
است. لذا این خون و این شهیدان خدائی هستند. بنابراین انتقام آن نیز باید
از طرف خداوند باشد، یا اینکه چون امام حسین ـ علیه السّلام ـ حجت خداوند
بر زمین و ولی مطلق حق بود و مردم او را کشتند و زمین را از حجت حق خالی
کردند بنابراین خداوند انتقام حجتش را از قاتلین او خواهد گرفت. امّا
درباره اینکه این لقب را چه کسی به امام حسین ـ علیه السّلام ـ داده است
باید عرض شود که چون سند زیارت عاشورا قدسی است، یعنی زیارت عاشورا که
زیارت امام حسین ـ علیه السّلام ـ است از طرف خداوند به ائمه رسیده است و
آنرا پیامبر اکرم از جبرئیل گرفته و جبرئیل آن را از خداوند یاد گرفته است و
از طریق معصومین به ما آموختهاند تا آن حضرت را زیارت کنیم،[4] بر این
اساس این لقب را خداوند به امام حسین ـ علیه السّلام ـ داده است و چه لقب
زیبایی است.
[1] . عبدالسلام محمد هارون، مقابیس اللغه، ج1.
[2] . ابن المنظور، لسان العرب، ج4، واژه ثار.
[3] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، موسسه الوفا، چاپ دوم، 1403، ج98، ص154.
[4] . ر.ک: قمی، عباس، مفاتیح الجنان، و سید بن طاووس، اقبال، قم، مرکز نشر
تبلیغات اسلامی، 1416، ج3، ص 55؛ و دریایی، محمدرسول، حماسه سیاسی تاریخی
زیارت عاشورا، تهران، انتشارات جعفری، 1371، ص12 ـ 13.